مهدى الهى قمشه اى

51

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

كلمهء 1 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : من وحّد اللّه سبحانه لم يشبّهه بالخلق « 1 » . ترجمه : آنكه خدا را به وحدانيت و يگانگى شناخت او را در هيچ وصف به خلق مشابه نداند . شرح : يعنى موحّد واقعى به كلّى خدا را از اوصاف خلق منزّه و مبرّا داند و او را بىمثل و مانند شناسد لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ زيرا آنچه داراى صفات خلق است مانند خلق محتاج است و خدا غنى مطلق است . خلق ، ذات و صفاتشان همه دستخوش فنا و زوال و حاجت و نقص است و خدا ذاتى است ازلى و ابدى و غنى در ذات و هيئات ذات و نعوت و صفات است و صفاتش همه عين ذات مقدّسه است به خلاف خلق كه در وجود و ذات محتاج و در صفات و كمالات نيازمند به غيرند . كلمهء 2 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : التّوحيد حياة النّفس « 2 » .

--> ( 1 ) . غرر و درر آمدى ، ط نجف ، ص 284 ، س 5 ؛ و شرح محقق خوانسارى آقا جمال ، ج 5 ، ص 338 ، ش 8648 . ( 2 ) . غرر و درر آمدى ، ط نجف ، ص 32 ، س 17 ؛ شرح آقا جمال ، ط 1 ، ج 1 ، ص 145 . قوله : « در ديوان منسوب . . . » اين حقير : حسن حسن‌زاده آملى در مصادر و مآخذ اشعار ديوان منسوب به حضرت وصى ، امام امير المؤمنين على عليه السّلام زحمت بسيار كشيده است . طايفه‌اى از آنها را از على بن ابى طالب قيروانى يافته است كه به اشتراك اسم به آن جناب نسبت داده‌اند . و بسيارى از اشعار ديوان ، مفاد فرموده آن حضرت است كه شعراء به نظم درآورده‌اند مانند ابيات « يا حار همدان من يمت يرنى . . . » كه شعر از سيّد حميرى است و مفاد آن فرمودهء امام به حارث همدانى است چنان كه شيخ اجل مفيد در مجلس اول كتاب اماليش بدان نص دارد . و برخى از اشعار ديوان را ، آن جناب به نحو تمثّل به زبان آورده است ، و ديگران ندانسته به دو نسبت داده‌اند . علاوه اينكه سبك و سياق فصاحت و بلاغت اشعار ديوان نسبت به خطب و رسائل و حكم نهج البلاغه نمودى ندارد تا به امير كلام امام على عالى اعلى نسبت داده شوند . نگارنده بسيارى از گويندگان اشعار ديوان را با ذكر مآخذ در مجلّد اول « تكلمة منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة » از ص 306 تا ص 311 ، و در مجلّد سوم آن از ص 62 تا ص 65 ، ط 1 ، آورده است ؛ علاوه اينكه يادداشتهاى بسيار ديگر پس از آن گرد آورده است كه اميد است همهء آنها در كراسه‌اى جمع و ضبط شود